پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

304

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

و در وراى هر فعلى و هر علمى و هر عملى مىبينى . بنابراين ، صاحب رؤيت كبرايى ، زيرا خدا را بدون پرده‌اى ميان او و خود مىبينى . قول پرده‌اى است در رؤيت ، علم پرده‌اى است در رؤيت و عمل پرده‌اى است در رؤيت . و من بندگانى دارم كه مرا از وراى پرده‌ها مىبينند . » « 107 » عناصرى چند از اين متن هست كه آنها را ضمن مطالعهء آثار نفّرى روشن خواهيم كرد : عجالة آنچه مهمّ است اين است كه زمينهء روانشناختيى را كه اين آثار در آنها به وجود آمده است بررسى كنيم . اين زمينه را نفّرى به نامى ، كه غناى يك رمز را دارد ، يعنى به نام « وقفه » مىخواند . وقفه از جهت لفظى به معنى « توقّف » و « ايست » است . هرگفتگويى با عبارت تغيير ناپذير « اوقفنى فى . . . و قال لى : مرا در وقفهء . . . نگاه داشت و گفت » آغاز مىشود ؛ ولى در تجربهء « وقفه » در حقيقت دو زمان هست : زمان رؤيت كه آگاهى در وراء محدوده‌هاى مفهومى فاعل شناسايى و موضوع شناسايى زندگى مىكند ، و زمان « بازگشت » كه در آن اندك اندك آنچه بر آگاهى گذشته است به حافظه باز مىگردد و سخن گفتن ممكن مىشود . بهتر است به توصيفى كه خود نفّرى از تجربهء وقفهء خود به دست مىدهد گوش كنيم : « و به من گفت : به آنها بگو كه به ميان شما بازگشتم ؛ پس من گفتم : « اوقفنى » ؛ پيش از آنكه بازگردم چيزى نداشتم كه بگويم ، زيرا او به من توحيد نشان داد و من در آن بى خبر از « فنا » و « بقا » بودم ؛ و به من توحيد شنواند و نمىدانستم چه مىشنوم ، و بعد از آن ، مرا به آنچه قبلا بودم بازگرداند ، و من دراين بازگشت نامه‌اى ديدم كه آن را براى شما مىخوانم » ( ص 79 ) . « 108 » تلمسانى در تفسير خود توضيح مىدهد كه در خواندن اين نامه ، عارف نيز همان وضعى را دارد كه هر خوانندهء ديگرى دارد ؛ به اين معنى كه چيزهايى كه از خواندن اين نامه درمىيابد چنان است كه گويى خود آنها را تجربه نكرده است ، زيرا چنان كه نفّرى مىگويد ، « در ناآگاهى » تجربه شده است . آنچه او در توحيد « ديده » يا « شنيده » است به صورت متعلّق شناسايى به آگاهى داده نشده است ، او در وراى مقولات روانشناختى از قبيل « فنا » و « بقا » زيسته است : آگاهى چيزى مىيابد بىآنكه چيزى بداند ، زيرا « وجود » هنوز « شهود » نيست . صوفى تنها دربازگشت ، يعنى با بازيافتن « آگاهى از خويشتن » خويش است كه مىتواند از

--> ( 107 ) . نسخهء خطى حاجىمحمود 2406 ، برگ 167 الف تا 168 ب ( نگاه‌كنيد به : نويا ، نصوص صوفية غير منشوره ، ص 233 و بعد ) . ( 108 ) . « و قال لى قل لهم رجعت اليكم ، فقلت اوقفنى و من قبل ان ارجع ما كان لى من قول لانّه ارانى التّوحيد فكنت به لااعرف فناء و لابقاء واسمعنى التّوحيد و لم اعرف استماعه وردّنى بعد هذا كلّه كما كنت فرأيت فى الردّ صحيفة و انا اقرأها عليكم » ( ازاين پس در ارجاعات ما به متن نفّرى ، كه فقط شامل اشاره‌اى به صفحه‌اى است ، همواره مراد چاپ آربرى است ) .